harvest
فصل برداشت/محصول/برداشت
settle
1-فرو نشاندن/ارام گرفتن ۲-توافق کردن ۳-تسویه کردن/پرداخت کردن ۴-ساکن شدن/مقیم شدن ۵-تثبیت شدن
impressive
تحسین برانگیز
gigantic
بسیار بزرگ/عظیم
lasting
همیشگی /ماندگار
underestimate
دست کم گرفتن
evidence
گواه/مدرک
solitary
تنها/یکه و تنها
hesitate
تردید داشتن/درمگ کردن
fictional
تخیلی/خیالی
aggravate
1-بدتر کردن ۲-عصبانی کردن
persist
۱-پافشاری کردن/اصرار کردن ۲-باقی ماندن
wound
1-مجروح کردن/زخمی کردن ۲-ناراحت کردن
fatal
مهلک /کشنده
currency
1-پول رایج ۲-رواج