imminent
قریب الوقوع
drawback
ایراد/نقطه ضعف
voluble
پر حرف/وراج
verity
تایید کردن/صحت وسقم چیزی را معلوم کردن
hamper
مختل کردن/مانع شدن
aroma
بوی خوش/عطر
remorse
پشیمانی /ندامت
harness
مهار کردن/لگام کردن
strive
تلاش کردن/کوشش کردن
arouse
برانگیختن/تحریک کردن
onset
شروع/اغاز
odds
۱-احتمال ۲-مشکلات
disorder
۱-بی نظمی/نابسامانی۲-بیماری/اختلال ۳-اشوب/اغتشاش
meddle
دخالت کردن/مداخله کردن
recourse
متوسل شدن