distinct
1-متمایز/مجزا/متفاوت ۲-کاملا واضح و قابل توجه
hazardous
خطرناک
dormant
غیر فعال/خفته/خاموش
rudimentary
ابتدایی/مقدماتی
superficial
سطحی
abolish
منسوخ کردن/ لغو کردن/برانداختن
frank
راستگو/رک
pollute
الوده کردن
prohibit
ممنوع کردن/منع کردن
urgent
فوری/اورژانسی/اضطراری
augment
افزایش دادن
complication
مشکل/معضل
obese
بسیار چاق
dramatic
۱-شدید ۲-هیجان برانگیز ۳-مربوط به هنر های نمایشی
vigorous
۱-شدید/پر انرژی ۲-قوی و سالم