abridge
خلاصه کردن/کوتاه کردن
bloom
1-شکوفه/شکوفه دادن ۲-شکوفا کردن
boon
نعمت
heritage
میراث
credible
باور کردنی/قابل اعتماد
sarcasm
کنایه/طعمه
propel
۱-پیش راندن/به جلوراندن ۲-سوق دادن
recount
روایت کردن/حکایت کردن
benevolent
مهربان/خیرخواه
ignore
نادیده گرفتن/اعتنا نکردن
instant
۱-فوری ۲-لحظه ۳-زمانی بسیار کوتاه
devastate
خراب کردن/ویران کردن
foundation
۱-پی ۲-بستر/پایه و اساس ۳-موسسه/بنیاد ۴-تاسیس
recession
رکورد
exert
اعمال کردن