launch
۱-اغاز کردن ۲-راهی بازار کردن یک محصول ۳-پرتاب کردن/به اب انداختن
spontaneous
خود به خود
striking
قابل توجه/چشمگیر
legitimate
۱-قانونی/مشروع ۲-منطقی/قابل قبول
interpret
۱-تفسیر کردن/تعبیر کردن ۲-ترجمه کردن
depict
به تصویر کشیدن
quote
۱-نقل قول کردن/بازگو کردن ۲-قیمت دادن
mortal
۱-فانی ۲-مهلک/کشنده
assume
۱-فرض کردن ۲-تقبل کردن/برعهده گرفتن ۳-وانمود کردن
appoint
گماردن/منصوب کردن
inherit
ارث بردن
proximity
نزدیکی/مجاورت
sentiment
۱-حس/نظر ۲-احساس/عاطفه
gratify
خشنود کردن/راضی کردن
occupy
1-ساکن بودن/زندگی کردن ۲-پر کردن ۳- اشغال کردن/تصرف کردن