coherent
۱-منسجم/دارای ارتباط منطقی ۲-قابل فهم
fabricate
۱-بهم بافتن/سرهم کردن/جعل کردن ۲-ساختن
lack
فقدان/نداشتن
investigate
بررسی کردن/تحقیق کردن
relate
۱-مربوط بودن ۲-نقل کردن/روایت کردن
incentive
انگیزه/مشوق/محرک
vocation
رسالت
proceed
۱-ادامه دادن/دنبال کردن ۲-جلو رفتن
extract
بیرون کشیدن/استخراج کردن
exhibit
۱-نمایش دادن/نشان دادن ۲-کالای نمایشی
liability
۱-مسئولیت ۲-دردسر/گرفتاری ۳- دیون/بدهی
proprietor
مالک/صاحب
compensate
۱-جبران کردن ۲-تاوان دادن/خسارت دادن
exploit
۱-بهره برداری کردن ۲-استثمار کردن/بهره کشی کردن
industrious
سخت کوش/ساعی/کوشا