sufficient
کافی
conventional
سنتی/متعارف
exceed
متحاوز شدن/بیشتر شدن
complex
1-پیچیده ۲-مجموعه
rigid
صلب
exaggerate
اغراق کردن/مبالغه کردن
mediocre
معمولی/نه خیلی خوب
weird
عجیب
prominent
مشهور/برجسته/نمایان
reluctant
بی میل/روی گردان
convey
1-رساندن ۲- منتقل کردن
discrete
جدا-مجزا
permeate
نفوذ کردن/فراگیر شدن
trigger
به راه انداختن/موجب شدن/فعال کردن
component
جز/مولفه/بخش