perplex
گیج کردن/سردرگم کردن
evacuate
تخلیه کردن
counterpart
همتا
deem
پنداشتن/قلمداد کردن
deter
بازداری کردن/جلوگیری کردن
cousult
مشورت کردن/مشاوره کردن
entity
نهاد/موجودیت مستقل
constitute
۱-محسوب کردن۲-تشکیل دادن ۳-تاسیس کردن
establish
۱-تاسیس کردن/بنا تهادن ۲-برقرار کردن ۳-پی بردن ۴-جا انداختن
facilitate
تسهیل کردن/اسان ساختن
identical
مشابه/یکسان
grant
۱-اعطا کردن ۲-پذیرفتن۳-بورس
incorporate
ملحق کردن/شامل کردن
justify
توجیه کردن
contribute
۱-کمک کردن /مساعت کردن ۲-موجب شدن/تاثیر داشتن ۳-نوشتن