simulate
شبیه سازی کردن
appropriate
۱-مناسب ۲-سرقت کردن ۳-اختصاص دادن
clarify
توضیح دادن/روشن کردن
distort
از شکل طبیعی خارج کردن/تحریف کردن
prosperous
شکوفا/پر رونق/موفق/ثروتمند
vicinity
مجاورت/نزدیکی
conclude
1-پایان دادن ۲-نتیجه گیری کردن
challenge
1-چالش ۲-به مبارزه طلبیدن
convenient
1-مناسب ۲-نزدیک و در دسترس
reveal
اشکار کردن/نشان دادن
acquisition
1-اکتساب /فراگیری ۲-خریداری ۳-کسب شده /تملک شده
intervene
مداخله کردن
conscious
هشیار/اگاه/متوجه
intuitive
شهودی/ادراکی
retrieve
بازیابی کردن