assign
۱-تعین وظیفه کردن/گماردن ۲-تخصیص دادن
comprise
۱-شامل بودن/متشکل بودن ۲-تشکیل دادن
attribute
۱-خصوصیت/ویژگی ۲-نسبت دادن/منتشب کردن
compound
۱-ماده مرکب/امیزه ۲-بدترکردن/وخیم تر کردن ۳-مرکب بودن/متشکل بودن
dimension
۱-اندازه ۲-بعد/جنبه
legend
۱-افسانه ۲-اسطوره
clandestine
سری/پنهان
digress
منحرف شدن
elusive
دست نیافتنی
emulate
تقلید کردن/الگو قرار دادن
garrulous
پر حرف/پرچانه
impeccable
بی عیب و نقص/کامل
innocuous
بی ضرر
lucid
۱-واضح/قابل فهم ۲-قادر به فهمیدن و فکر کردن
lucrative
پر منفعت