broaden
1-عریض کردن ۲-گسترده کردن
conspicuous
اشکار/مشهود/واضح
erode
1-دچار فرسایش شدن ۲-تحلیل رفتن
burgeon
شکوفا شدن/رونق گرفتن
endorse
حمایت کردن/تایید کردن
opponent
مخالف/حریف/رقیب
bewilder
حیران کردن/گیج کردن
vicious
خشن/بی رحم/شرارت امیز
assimilate
1-درک کردن ۲-جذب کردن
ritual
ائینی/ائین
vestige
اثر/نشانه/باقیمانده
shift
۱-تغییر/تغییر دادن ۲-گروه کاری
suffer
1-درد کشیدن/رنج بردن ۲-متحمل شدن
reportedly
بر اساس انچه گفته میشود/ به قرار مسموع
divine
خدایی/الهی