tangible
مملموس/عینی
allocate
اختصاص دادن/تخصیص دادن
discreet
محتاط
inordinate
بیش از حد
presumably
احتمالا/به احتمال زیاد
perish
1-مردن ۲-پوسیدن /فاسد شدن
fragile
شکننده/ظریف/ترد
devour
بلعیدن/نابود کردن
linger
طول کشیدن/ادامه یافتن/باقی ماندن
inundate
۱-اشباع شدن ۲-زیر اب رفتن/سیل زده کردن
milieu
محیط
reconcile
ایجاد توافق کردن/اشتی کردن
confidential
محرمانه/سری
decline
1-کاهش یافتن /افول ۲-رد کردن/نپذیرفتن
agitate
۱-بطور پر حرارتی بحث کردن ۲- ناراحت کردن ۳- تکان دادن