dominant
چیره/مسلط/برتر/غالب
prime
۱-اصلی ۲-دوره اوج
drab
بی رنگوروح /ملالت اور
elaborate
۱-پرجزئیات /مفصل/پیچیده ۲-توضیح دادن
emphasize
تاکید کردن
revive
احیا کردن
commence
اغاز کردن
prevalent
رایج/شایع
erratic
نامنظم/بی برنامه/غیر قابل پیش بینی
dwelling
زندگی کردن/ساکن کردن
implant
۱-القا کردن ۲-قرار دادن یک عضو یا شی در بدن از طریق جراحی
invoke
۱-استناد کردن ۲-تداعی کردن
mediate
میانجیگری کردن /وساطت کردن
mention
ذکر کردن/اشاره کردن
disperse
پراکنده کردن/پخش کردن