precious
گرانبها/ارزشمند
contradictory
ضد و نقیض/متناقض
vague
مبهم/غیر واضح/گنگ
unravel
1-پرده برداشتن ۲-از هم پاشیدن
requisite
لازم/ضروری/لازمه
precede
قبل از چیزی واقع شدن/مقدم بودن
soar
اوج گرفتن/بالا رفتن
soothe
تسکین دادن/ارام کردن
redeem
۱-جبران کردن ۲-پس گرفتن ۳-وفا کردن
resume
1-از نو اغاز کردن/از سرگرفتن ۲-چکیده ای از موارد مهم ۳-خلاصه ای از سوابق کاری و تحصیلی(رزومه)
antipathy
بیزاری /انزجار
berate
سرزنش کردن
contempt
بی حرمتی
despise
متنفر بودن
humiliate
تحقیر کردن/شرمنده کردن