somewhat
تا اندازه ای/کمی
affinity
۱-نزدیکی ۲-شباهت
flourish
رشد کردن/شکوفا شدن
discern
پی بردن/تشخیص دادن
scatter
۱-پراکنده کردن /متفرق کردن ۲-پاشیدن
excessive
بیش از حد
disaster
فاجعه/مصیبت
culprit
مجرم /مقصر
tolerate
تحمل کردن
objective
۱-هدف ۲-بی طرفانه/بی غرض
integrity
1-صداقت/درستی ۲-یکپارچگی
scandel
رسوایی/افتضاح
obstruct
۱-مسدود کردن ۲-مانع شدن
cynical
بدبین
tedious
خسته کننده/کسل کننده