ample
کافی/بیش از حد کافی
feign
وانمود کردن/تظاهر کردن
fundamental
اساسی /بنیادی
indiscriminate
نسنجیده/فاقد طرح و برنامه
defy
۱-سرپیچی کردن/نافرمانی کردن ۲-غیر قابل توصیف یا فهم بودن
expand
گسترش یافتن/توسعه یافتن/منبسط شدن
casual
1-بی توجه/بی تفاوت ۲-غیر رسمی ۳-موقتی
surpass
فراتر رفتن/متجاوز شدن /بهتر بپدن
penetrate
1-نفوذ کردن ۲-درک کردن -پی بردن
cautious
محتاط
oppress
۱-ظلم کردن/ستم کردن ۲-ناراحت کردن
notion
نظر /عقیده
imply
۱-دلالت ضمنی داشتن ۲-متضمن چیزی بودن/مستلزم بودن
fortify
تقویت کردن/نیرومند کردن
suspend
۱-متوقف ساختن ۲-تعلیق کردن از کار یا شغل ۳- معلق کردن