magnanimous
بزرگوار/نظر بلند
plausible
موجه/قابل قبول/متحمل
mundane
۱-عادی/معمولی ۲-دنیوی
vindicate
۱-تبرئه کردن ۲-توجیه کردن
indigent
فقیر
assure
۱-تاکید کردن ۲-اطمینان کردن/تضمین کردن
cite
۱-ذکر کردن ۲-نقل قول کردن ۳-احضار کردن
meticulous
دقیق و پایبند به جزئیات
circumstance
شرایط
compatible
سازگار
deduce
استنتاج کردن/نتیجه گیری کردن
empirical
تجربی
forthcoming
۱-قریب الوقوع ۲-دوستانه و کمک کننده ۳-موجود/تامین شده
encounter
۱-مواجه شدن ۲-روبرو شدن با فردی
explicit
روشن/صریح