volatile
بی ثبات/ناپایدار
penitent
پشیمان/نادم
procrastinate
تعلل کردن
criterion
معیار/ضابطه
prolific
پر بار/مولد
issue
۱-موضوع ۲-صادر کردن ۳-شماره
mutual
متقابل/دوطرفه
individual
1-شخص/فرد ۲-منفرد/مجزا ۳-متمایز
legislate
قانون گذای کردن
impose
تحمیل کردن
overseas
خارج از کشور
notwithstanding
علیرغم
pose
۱-باعث شدن/ایجاد کردن ۲-ژست گرفتن ۳-مطرح کردن
precise
دقیق
rational
منطقی/عقلانی